شبیه عمه مظلومه سخت می‌نالید، به روضه‌های غم قتلگاه عادت داشت

ستاره بود و به دیدار ماه عادت داشت،سه ساله بود و به آغوش شاه عادت داشت
زصحن خشک لبش خنده رد نشد بی‌اشک،شکسته بود و همیشه به آه عادت داشت
زبس که پای برهنه دوید در پی سر،به خارهای مغیلان راه عادت داشت
شبیه عمه مظلومه سخت می‌نالید،به روضه‌های غم قتلگاه عادت داشت
نه از عزا به در آمد نه رخت خود را شست،تنش به سرخی و رنگ سیاه عادت داشت

/ 0 نظر / 2 بازدید