درد من جز به ظهور تو مداوا نشود

من دخیله توام آقا ، تو دخیله خود را / گره ای زن که به هیچ وجه دگر وا نشود

این جهان پر ز لیلای فریبنده بُوَد / بهره من هیچ کسی غیره تو لیلا نشود

قبل از اینکه لحدم را بگذارند بیا / قسمتم دیدن رویت بشود یا نشود

تا که تو یوسفی و روی مهت پنهان است / عاشق روی تو هرگز زلیخا نشود

تو دله مرده ی ما را به خدا جان دادی / ورنه هر عیسی مریم که مسیحا نشود

صبح محشر حرام است بهشت برآنکه / محضرت ، پیش قد و قامت تو پا نشود

دیدن روی تو کاره منه نا چیز که نیست / دیدن روی مهت قسمت ماها نشود

تا که عمرست بگویم نفست حق آقا / چون بدونه دم تو مرده ای احیا نشود

سالیانی است که بیمار توام مهدی جان / درد من جز به ظهور تو مداوا نشود

/ 1 نظر / 4 بازدید
مجتبی

سلام رضا نه خسته/از اینکه ب روزی تشکر