گوشه هایی از وصیت نامه شهید مصطفی چمران

 

 

عشق هدف حیات و محرک زندگی من است. زیباتر از عشق چیزی ندیده ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته ام.

 

عشق است که روح مرا به تموج وا می دارد، قلب مرا به جوش می آورد، استعدادهای نهفته مرا ظاهر می کند، مرا از خودخواهی و خودبینی می رهاند، دنیای دیگری حس می کنم، در عالم وجود محو می شوم، احساسی لطیف و قلبی حساس و دیده ای زیبابین پیدا می کنم. لرزش یک برگ، نور یک ستاره دور، موریانه کوچک، نسیم ملایم سحر، موج دریا، غروب آفتاب، احساس و روح مرا می ربایند و از این عالم به دنیای دیگری می برند … اینها همه و همه از تجلیات عشق است.

 

برای مرگ آماده شده ام و این امری است طبیعی، که مدتهاست با آن آشنام. ولی برای اولین بار وصیت می کنم. خوشحالم که در چنین راهی به شهادت می رسم. خوشحالم که از عالم و ما فیها بریده ام. همه چیز را ترک گفته ام. علائق را زیر پا گذاشته ام. قید و بندها را پاره کرده ام. دنیا و ما فیها را سه طلاقه گفته ام و با آغوش باز به استقبال شهادت می روم..."

/ 2 نظر / 2 بازدید
محمدحسين اكبري

بي قرار توام و در دل تنگم گله هاست- ...آه بي تاب شدن عادت كم حوصله هاست- مثل عكس رخ مهتاب كه افتاده در آب؛ در دلم هستي و بين من و تو فاصله هاست- آسمان با قفس تنگ چه فرقي دارد؟ بال وقتي قفس پر زدن چلچله هاست. باز مي پرسمت از مسئله ي دوري و عشق، وسكوت تو جواب همه ي مسئله هاست- با سلام و عرض ادب - وبلاگ جالبي دارين – خوشحال ميشم به منم سر بزنين . موفق وسلامت و پيروز باشين

عباس خدری

لذت بردیم و آموزنده بود خیلی ممنون