نويسندگان
صفحات جانبی
موضوعات وب

سردار عبدالحسین برونسی
موضوع: عشق شهادت

گوینده: سید حسن قاسمی

یک روز من به اتّفاق مادر برونسی به مشهد رفتیم چون برونسی مجروح شده بود. وقتی چشم مادر برونسی به عبدالحسین افتاد دست به گردن فرزندش انداخت و شروع به گریه کرد. برونسی گفت: مادر. به حال خودت گریه کن. دعا کن که من شهید شوم. مجروح شدن که چیزی نیست. تازه اگر دست و پای من قطع شود چیزی نیست


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: خاطرات شهدا , عبدالحسین برونسی
[ چهارشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٥ ] [ ٢:٤٤ ‎ق.ظ ] [ بسیج کلات ]
چقدر با شعف و تاب و تب شهید شدند
برای دختر شاه عرب شهید شدند
برای حفظ حرم سینه را سپر کردند
شبیه عابس و حر و وهب شهید شدند
من الغریب به آنها رسید نامه عشق
مدافعان حرم منتخب شهید شدند
برای او نوه های غلام ترکی و جُون
چقدر آدم عالی نسب شهید شدند
به احترام قدمهای حضرت زینب
دمشق یا که نشد، در حلب شهید شدند
برای روضه ی آن دست بسته می مردند
میان روضه ی او شب به شب شهید شدند
مسیر قافله تا شام گریه ها کم داشت
گریستند و وجب در وجب شهید شدند
نوای بر لب آنها ذبیح العطشان بود
گمان کنم که همه تشنه لب شهید شدند
به اقتضای ادب بر سر بریده شاه
همه بدون سر و با ادب شهید شدند

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن نوحه های میثم مطیعی دفاع مقدس , اشعار دفاع مقدس , اشعار و متن نوحه شهدای مدافع حرم
[ سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٥ ] [ ۳:٥٤ ‎ق.ظ ] [ بسیج کلات ]

بر روی شانه ما، بنگر باز لاله‌ها را

أنظر علی أکتافنا الشقائق مرة أخری

See the tulips on our shoulders

 

راهی هست تا شهادت، گلهای نسل ما را

تخطو ثمرات جیلنا طریقه نحو الشهادة

The flowers of our generation make their way towards martyrdom

 

دستی از غیب آمد، کز نو گلچین سازد، سابقون السابقون را

جاء ید من الغیب، لیختار "السابقون السابقون" مرة أخری

A hand came from the unseen to pick the flowers, the first ones first.

 

عاشقان بسم الله، خون می‌خواهد این راه، خوانده‌اند اهل جنون را

ألا یا خیل العشاق، هذا الدرب یحتاج إلی التضحیة، بسم الله، نادوا أهل الجنون

O' lovers, Bismillah, this path requires one to give their blood, the lovers have been called.

 

در دفاع، از حرم، ماتِ رزم ما جهان شد

تحیر العالم فی کفاحنا فی الدفاع عن الحرم

Our combat in the defence of the shrine, has left the world in awe

 

سامرا، تا دمشق، جبهه جهادمان شد

وامتد میدان کفاحنا من سامرا حتی دمشق

Our battlefield extends from Samarra till Damascus

 

(می‌جنگیم تا آخر، جان ما و امر رهبر)

نناضل حتی النهایة، نقدم أرواحنا لأمر القائد

We fight until the very end, Our lives are waiting for the order of the leader

 

***   ***   ***   ***   ***

 

ترسی از دشمنان نیست، پروای جانمان نیست

لا نخاف من الأعداء، لا نخاف من الشهادة

There is no fear of the enemy in us, no fear for our lives

 

گر مولا جان بخواهد، جز لبَّیک بر زبان نیست

لو أراد الولی أرواحنا، لا نجری علی اللسان غیر لبیک

If our master wishes for our life, we reply by saying we respond to your call

 

رسم ما شهامت، راهمان شهادت، کربلا بهشتمان است

عادتنا الشهامة، طریقنا الشهادة، وجنتنا کربلاء

Our tradition is courage, our path is martyrdom, and Karbala is our heaven

 

 

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن نوحه های میثم مطیعی دفاع مقدس , اشعار و متن نوحه شهدای مدافع حرم , اشعار دفاع مقدس , هفته دفاع مقدس

[ سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٥ ] [ ۳:٥۳ ‎ق.ظ ] [ بسیج کلات ]
این گل را به رسم هدیه
تقدیم نگاهت کردیم
حاشا اینکه از راه تو
حتى لحظه ای برگردیم
یا زینب

از شام بلا، شهید آوردند
با شور و نوا، شهید آوردند
سوی شهر ما، شهیدی آوردند

(یا زینب مدد)

****

در خون خفته که نگذارد
نخل زینبی خم گردد
حاشا از حریم زینب
یک آجر فقط کم گردد
یا زینب

تقدیم شماست، قبولش فرما
قدر وُسع ماست، فدای زهرا
در راه خداست، فدای مرتضى

(یا زینب مدد)

***

چون امّ وهب، بسیارند
در هر سوی این مردستان
مادرهای عاشق پرور
در ایران و افغانستان
یا زینب

هم چون این شهید، فراوان داریم
تا وقتی سر و تن و جان داریم
ما به نهضت شما ایمان داریم

(یا اخت الحسین)

شاعر: محسن رضوانی

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار دفاع مقدس , اشعار و متن نوحه شهدای مدافع حرم , متن نوحه های میثم مطیعی دفاع مقدس
[ سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٥ ] [ ۳:٥٢ ‎ق.ظ ] [ بسیج کلات ]
ماندگان و ناامیدان را امید آورده اند
از دل شامی سیه صبحی سپید آورده اند

با نسیمی آشنا در کوچه های شهر باز
عطر و بویی تازه می پیچد؛شهید آورده اند!

استخوانی و پلاکی در میان چفیه...نه!
غرق در خون پیکر سروی رشید آورده اند

قهرمانی نه ز تاریخ و نه از نسل قدیم
پهلوانی از همین نسل جدید آورده اند

از بسیجی های روح اللهی سید على
کز پس هر فتنه او را روسفید آورده اند

راهیان کربلا بودیم دیروز و کنون
عازم قدسیم، ما را این نوید آورده اند

با نوای کاروان از نو بخوان آهنگران
چون در باغ شهادت را کلید آورده اند

شاعر: محمدمهدی سیار

**************

با نوای کاروان، بار بندید همرهان
این قافله عزم کرب وبلا دارد
الرحیل ای عاشقان، همسفر با عاشقان
چون کربلا دیدند، بس ماجرا دارد

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: هفته دفاع مقدس , اشعار دفاع مقدس , متن نوحه های میثم مطیعی دفاع مقدس , میثم مطیعی و حاج صادق آهنگران
[ سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٥ ] [ ۳:٥٠ ‎ق.ظ ] [ بسیج کلات ]
می آیم از راهی که لبریز سفرهاست
پرواز در پرواز، ردّ بال و پرهاست

از معبری که غرق باور غرق شور است
از سنگری که چشمة جاری نور است

از نیمه شبهای مناجات و عبادت
از لحظه های روشن قبل از شهادت

شبهای جمعه ذکر یا قدّوس یا نور
معراج اشک و بندگی پرواز تا نور

صحن حسینیه نوای سینه زن ها
بوی خدا و بوی سیب پیرهن ها

سربند یازهرا ، سلوکی آسمانی
یعنی شکوه عاشقی در بی نشانی

هر صبح جمعه ندبه های بیقراری
دلتنگی و بی تابی و چشم انتظاری

می آیم از راهی که لبریز سفرهاست
پرواز در پرواز، ردّ بال و پرهاست

پرواز سرخ آن کبوترهای زائر
یک آسمان پر از پرستوی مهاجر

شوق شهادت، جانفشانی، شور ایثار
فریادهای حیدری، مردان پیکار

مردان ایمان و جوانان حسینی
یعنی علی اکبرترین های خمینی

مردان دریادل، دلیران حماسه
در چشمهاشان عاشقی می شد خلاصه

میدان مردان بدون ادعا بود
تفسیر سرخ کلّ أرض کربلا بود

یا لیتنا کنّا معک، تعبیر می شد
اوج رشادت، فتح خون تحریر می شد

چشمی که از شیدایی و احساس می گفت
دستی که از بی دستی عباس می گفت

یک دشت لبریز از شقایقهای پرپر
صد کاروان قاسم، محمد، عون، اکبر

میدان مین و لاله های بی سری که...
فریادهای یا حسین از حنجری که...

مثل غروب و آسمان، خیسِ شفق بود
در خون تپید اما پر از فریاد حق بود

می آیم از راهی که لبریز سفرهاست
پرواز در پرواز، ردّ بال و پرهاست

می آیم اما با دلی در خون نشسته
می آیم اما بالهای من شکسته

با کوله بار درد و غمها مانده ام باز
از کاروان عاشقان جا مانده ام باز

در سینه ام داغی نشسته روی داغی
دارم دل لبریز اندوه فراقی

گنجینه های آسمانی زیر خاکند
اینجا تمام لاله هایش بی پلاکند

بعد از شهیدان جای ماندن نیست اینجا
بوی قفس دارد زمانه، شهر، دنیا

با من بگوئید از حدیث مرد بودن
از ماجرای اهل سوز و درد بودن

دشمن دوباره در کمین و ... صحنه خالی!
بار گرانی بر زمین و ... صحنه خالی!

با من بگو مجنون بگو لیلای من کو؟
خورشیدهای روشن شبهای من کو؟

کو همت و چمران و مهدی باکری ها؟
کو کاظمی ها، صادقی ها، باقری ها؟

آن شب سکوت فکه با من حرف می زد
از قصة پرواز و رفتن حرف می زد

آری خروش جاری اروند باقیست
این جاده، این پوتین، این سربند باقیست...

شاعر: یوسف رحیمی

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار دفاع مقدس , هفته دفاع مقدس , متن نوحه های میثم مطیعی دفاع مقدس
[ سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٥ ] [ ۳:٤٩ ‎ق.ظ ] [ بسیج کلات ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By kalat :.

درباره وبلاگ

گذشتن از منافع شخصی، روحیه تعاون، ایثار، خلوص، عشق به ذات احدیت، از خودگذشتگی و مهمتر از همه "شهادت"، فرهنگ بسیج را تشکیل می‌دهد و با تکیه بر همین فرهنگ است که بسیج پس از سالها که از عمر آن می‌گذرد، همانند جریانی نو و تازه در جامعه قابل لمس است.
امکانات وب
دریافت کد صلوات شمار


RSS Feed